بهنود خانبهنود خان، تا این لحظه: 8 سال و 13 روز سن داره
بهناز خاتونبهناز خاتون، تا این لحظه: 6 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

✿زندگي ما✿

سیاست مدار10 کیلویی من

  به یاد گذشته دسته ی گیم کوچکی برای پسرم خریدم که هرروز بعد از اداره چشم براه هدیه یا همون جایزه ی پسر خوب بودنش هست. با شوق زیاد مشغول شنیدن موزیک های دسته شده بود. سمت دیگر بهناز ساکت ایستاده و به گمانم در حال تفکر یا کشیدن نقشه ای پیچیده ای بود. بهنود همچنان در حال بازی... بهناز با لبخند فوق العاده هوشمندانه ای دوزانو جلوی پسرکم نشست و ظرف چند ثانیه با سرعت تمام به سمت اتاق رفت... اونقدر سریع گیم رو از دست بهنود گرفته بود و از صحنه ی جرم دور شده بود که من شک کردم که گرفت یا نه ... پسرک ساده ی من هنوز در بهت بسر میبرد!   * با حقوق بعدی قصد خرید دوربینی کردم با قابلیت 10 بار آهسته کردن تصاویر *و در عجبم...
21 مرداد 1393

هیسسسسسسس! مسلمين خوابیده اند!!

  مدتیه که دنبال کلماتی میگشتم تا حمایت خودم رو از کودکان غزه نشون بدم بی نهایت درد آور و ناراحت کننده ست وقتی به این تصاویر میرس م حرفی برایم نمی ماند فقط میتوانم بغض کنم  تا اتفاقی به این متن تو یک وبلاگ زیبا رسیدم , تقدیمتون میکنم:    امروز پدری ترکش خورد! یتیمی افطاری خون دل... مادری روزه اش را موشک شکست.. و من زولبیا نخوردم تا سیری کاذبش مزاحم بیشتر خوردنم نشود!  .... گاهی خواب روزه دار عبادت نیست، خیانت است!!! هیس! مسلمين خوابیده اند!! با تو هستم ای کودک فلسطینی... کمتر گریه کن...   برگرفته از وبلاگ ز...
15 مرداد 1393

پيامبر

... فرزندانتان، فرزندان شما نیستند. آنان فرزندان زندگی‌اند که به خویشتن خویش مشتاق‌اند. آنان به‌وسیله‌ی شما به این جهان می‌آیند اما از آن‌ِ شما نیستند. اگرچه با شما زندگی می‌کنند اما از آنِ شما نیستند. شما می‌توانید به آنان عشق بورزید، اما نمی‌توانید بذر  اندیشه‌هایتان را در آنان بکارید، زیرا اندیشه‌ی مستقلی دارند. شما می‌توانید برای تن‌شان خانه بسازید، اما روان‌شان در  این خانه نخواهد ماند. زیرا آنان به خانه‌ی فردا تعلق دارند؛ فردایی که در خواب  نیز نمی‌توانید دید. می‌توانید بکوشید مانند آنان...
12 مرداد 1393

زبان جدید ما

  بابا مصطفی مشغول تعمیر دوش حمامه و بچه ها کنارش ایستادن بهناز : اییه بهنود: بابا خواهر جون میگه اییه بابا : اییه یعنی چی بهنود جان؟ بهنود : یعنی " اییوو  لولولو  یووله   بابا من ...
12 مرداد 1393
1